یه قصه از یه فرد

بسم الله

ضربت اول

بر خوانِ غم چون عالمیان را صلا زدند

اول صلا به سلسله انبیا زدند

نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید

زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند

ضربت دوم

آقا، اجازه؟

بفرما جانم!

آنجا که فرمودید " و ما ادراک ما لیله القدر" منظورتون چه کسانی بودند؟

 

ضربت سوم

یه داستان خیلی قشنگی هست، ناز، مامان در کتاب شریف بحار علامه مجلسی جلد 8 قدیم صفحه 295. با اجازه علامه اسم شخصیتهای داستان را نمی آورم. یه وقت نگید الفم دنبال نفاق و .... . نه نیستم. فقط خواستم عده ای بدانند بفهمند به لطف خدا. دیدید تو اخبار اسم این مفسدین اقتصادی کلده گنده را اعلام می کنند چطوریه؟ می نویسند ع-خ چه می دونم ک-ر یا فلان. این قصه هم همینطوریه.

 

یه خانم بوده به اسم .... این خانم شتر چران بوده. یه آقایی می اید و  با این خانم زنا میکند و جناب شیطان یه پسر کاکل زری بهشون می ده. این شازده (خ) وقتی بزرگ می شه به همون خانم شتر چران طمع می کنه و با اون خانونمه که خیلی هم خانوم بوده زنا می کنه. شیطان این دفه یه دختر خانم به اینها مفتی می بخشه. اما چون آقاهه از اربابش می ترسیده دختره را می زاره سر راه. یه بیچاره ای هم میاد و دختره را بزرگ می کنه. وقتی دختره بزرگ می شه اون جناب خ می بینه به به چه دختری و اینا به این هم طمع می کنه و خواستگاریش میکنه و بچه دار میشن. یه پسر.

نتیجه: بر اساس آمارهای ریاضی و اینا ... این پسر آخری یا همان ع-خ : بیچاره پدر و پدربزرگ و دایی اش یه آدمه.

مادر و خواهر و عمه اش هم یکیه.

خدا لعنت کنه قوم ظالم را تا قیام یوم القیامه.

یا حق

/ 0 نظر / 9 بازدید