ای آدمیزاد...کجا چنین شتابان؟
بسم الله
ای فرزند آدم
آنان که با من قهر کرده اند و از من بریده اند
اگر می دانستند چه اندازه به دیدارشان
مشتاقم و انتظار می کشم
آنان که با من به دشمن بر خاسته ودر
مقابل اقتدار و عظمت من تیغ پیکار و
کارزار کشیده اند،اگر می دانستند چه مایه
به دوستی و مهرشان دل بسته ام...
آنان که روی از درگاه من برگردانده اند
اگر می دانستند چقدر دلم برایشان
تنگ شده است...
اگر می دانستند بند بند وجودشان به
شوق من از هم می گسست و پاره های
جانشان به اشتیاق از هم می گسیخت
و دل و قلبشان از خوشی آب می شد
اگر می دانستند...
ای فرزند آدم...!
یا حق
عرش لرزید
بسم الله
خدایا به آسمان چه گفتی که در فراق علی فرو نریخت ؟
یا حق
و ما ادرئک مالیلة القدر
بسم الله
و ما ادرئک مالیلة القدر
این را میدانم که قدر شب قدر را نمی دانم. و مگر تو خودت پیامبرت را نگفتی که " تو چه میدانی شب قدر چیست؟ " اما این را می دانم که در شب قدر برای هر کس به اندازه خودش مقدر می کنی. پس اول قدرم را بالا ببر. بعد مقدراتم را معلوم کن.
آمین
یا حق
قصه نفاق و ریا و شرک
بسم الله
ضربت چهارم
توی جنگ خندق فلانی به اون یکی فلانی گفت: می گما ما یه بت ورداریم و پرستشش می کنیم یواشکی این پیامبره. اگه قریش پیروز شد می گیم ما فیلم بازی می کردیم و ما بت پرست بودیم. اگه این پیامبره پیروز شد یواشکی و قایمکی به همین پرستش جناب بت ادامه می دیم.
از لطف خدا حضرت جبرییل نازل شدند و خبر را خدمت حضرت رسول صل الله علیه و آله رساندند. حضرت هم پس از انکه عمر بن عبدود به دست امیرالمومنین کشته شد خبر را به آقا علی دادند. بعد خطاب به فلانی وفلانی گفتند شما دو تا در زمان جاهلیت چندتا بت پرستیدید؟ گفتند گذشته ها گذشته ما را واسه کارهای اون موقعمان سرزنش مکن. فرمودند: امروز چندتا پرستیده اید؟ اون دو تا گوساله گفتند: قسم به خدایی که تو را بر حق به پیامبری مبعوث کرد از زمانی که دین تو را علنا پذیرفته ایم جز خدا را نپرستیده ایم.
پیامبر فرمودند: ای علی، این شمشیر را بگیر وبرو فلان جدا وفلان بت را خرد کن. هر کی هم جلوت را گرفتن بزن گردنش را.
اون دو تا فلانی و فلانی به پای حضرت افتادند به ... خوری.
یا زهرا به امید رضایت تو نوشتم.
یا حق
یه قصه از یه فرد
بسم الله
ضربت اول
بر خوانِ غم چون عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسله انبیا زدند
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
ضربت دوم
آقا، اجازه؟
بفرما جانم!
آنجا که فرمودید " و ما ادراک ما لیله القدر" منظورتون چه کسانی بودند؟
ضربت سوم
یه داستان خیلی قشنگی هست، ناز، مامان در کتاب شریف بحار علامه مجلسی جلد 8 قدیم صفحه 295. با اجازه علامه اسم شخصیتهای داستان را نمی آورم. یه وقت نگید الفم دنبال نفاق و .... . نه نیستم. فقط خواستم عده ای بدانند بفهمند به لطف خدا. دیدید تو اخبار اسم این مفسدین اقتصادی کلده گنده را اعلام می کنند چطوریه؟ می نویسند ع-خ چه می دونم ک-ر یا فلان. این قصه هم همینطوریه.
یه خانم بوده به اسم .... این خانم شتر چران بوده. یه آقایی می اید و با این خانم زنا میکند و جناب شیطان یه پسر کاکل زری بهشون می ده. این شازده (خ) وقتی بزرگ می شه به همون خانم شتر چران طمع می کنه و با اون خانونمه که خیلی هم خانوم بوده زنا می کنه. شیطان این دفه یه دختر خانم به اینها مفتی می بخشه. اما چون آقاهه از اربابش می ترسیده دختره را می زاره سر راه. یه بیچاره ای هم میاد و دختره را بزرگ می کنه. وقتی دختره بزرگ می شه اون جناب خ می بینه به به چه دختری و اینا به این هم طمع می کنه و خواستگاریش میکنه و بچه دار میشن. یه پسر.
نتیجه: بر اساس آمارهای ریاضی و اینا ... این پسر آخری یا همان ع-خ : بیچاره پدر و پدربزرگ و دایی اش یه آدمه.
مادر و خواهر و عمه اش هم یکیه.
خدا لعنت کنه قوم ظالم را تا قیام یوم القیامه.
یا حق
اجازه هست؟بی اجازه همه
بسم الله
سلام.
می گن شبای جمعه حضرات معصومین و کل انبیا می رن زیارت آقا ابا عبدالله.
می گن هر که برات کربلا می خواد .......................
می گن پنجره فولاد آقا امام رضا برات کربلا می ده. هر کی تا حالا نرفته بره از آقا برات کربلا بگیره.
می گم: یکی ، یه فلک زده ای، تیپا خورده ای بخواد برات مشهد بگیره کی را باید ببینه؟ کجا بره برات حرم رضا را بگیره؟
آی اونایی که می رید حرم، یاد یه سری جا مونده را هم بکنید. مدیونید به خدا
کیست مجنون؟ هر که دارد ادعا بسم الله...
بسم الله
مهر خوبرویان دل و دین از همه بی پروا برد / رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون شد / از سمک تا به سمایش کشش لیلا برد
من به سر چشمه خورشید نه خود بردم راه / ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد
من خس بی سر و پایم که به سیل افتادم / او که می رفت مرا هم به دل دریا برد
سلام. مدتها است خمار این چند بیت علامه طباطبایی هستم. عجیب. عجیب.
یکی از خوانندگان محترم طی چند نظر خصوصی و عمومی ایرادات تایپی و املایی بنده را گوشزد کرده اند که ازشون بسیار ممنونم. فقط چرا بی نام و ایمیل؟
یا حق
یا ابن الحسن روحی فداک
بسم الله

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم
عنایت فاطمه
بسم الله
آیینه صفات خدا ذات فاطمه
بنگر خدای را تو به مرآت فاطمه
در پیشگاه ذات خداوند بی نیاز
نبود رهی مگر به عنایات فاطمه
هرگز نکرده اند مطیعان امر حق
حق را عبادتی چون عبادات فاطمه
یکتا زنی که خیل ملائک به درگهش
در انتظار امر و اشارات فاطمه
ارباب علم و حلم و کمالات و عزّ و جاه
محوند در قبال کمالات فاطمه
نبود میان جمله زنهای ممکنات
هرگز زنی به شان و مقام فاطمه
دست نیاز خیل رسل بر درش دراز
چشم امیدشان به شفاعات فاطمه
میزان عدل حق به قیامت چو شد بپا
گردند خلق مات کرامات فاطمه
دست طلب چون بهر شفاعت کند بلند
ایزد برآورد همه حاجات فاطمه
آیت الله سید محمد حسن میر جهانی طباطبائی (قدس سره)
صل الله علیک یا بنت الرسول الله
بسم الله الرحمن الرحیم
به یمن میلاد حضرتش
قرن سکوت هم وقف اهل بیت شد.
اذان مغرب
یک تفاوت ساده
بسم الله الرحمن الرحیم
پاره اول: سلام. چقدر زود گذشت. امروز دومین هفته است که آقای بهجت رفته اند. چقدر سخته امید آدم نا امید بشه.
پاره دوم: خدا بیامرزدش، سید حسین حسینی را می گم، توی کتاب "براده ها" می گفت:
در سینه بیشتر سران کشورهای عربی یک شهرک یهودی نشین می طپد.
پاره سوم: دقت کردین به تفاوت "عرب" با " غرب "؟ همش یه نقطه با هم فرق دارند.
پاره چهارم:
... وقتی که یک تفاوت ساده
در حرف
کفتار را
به کفتر
تبدیل میکند
باید به بی تفاوتی واژه ها
و واژه های بی طرفی
مثل نان
دل بست ...
خدایش بیامرزاد قیصر را.
پاره پنجم:
وقتی که یک تفاوت ساده در نقطه
عرب را
به غرب
تبدیل می کند
باید به بی تفاوتی آدمها
و آدمهای بی مصرفی
مثل..... دل نبست
پاره ششم:
از طرف اداره برق آمدند و لامپ چراغهای معابر عمومی را عوض کردند. دستشون درد نکنه. فقط پون یادشون رفته بود، تمام قوطی خالی لامپها را وسط کوچه جا گذاشتند.
پاره هفتم:
به شاگردام موضوع انشا دادم که اگه یه هواپیما داشتند کجا می رفتید؟ فکر می کنید کجا؟ سوریه، مکه، دمشق، آمریکا، ژاپن همه اینها بود. اما جالبتر اینکه یکی از مقاصد حدود 70 درصدشون کره جنوبی بود. چرا؟ چون فکر می کنند کره فرهنگی غنی داره. تاریخ کهنی داره. بازیگران قوی داره . البته جومونگ و سوسانو داره.
خونه مادر بزرگه هزار تا جومونگ داره
خونه مادر بزرگه بازی و .................
به کجا چنین شتابان....
پاره هشتم:
متعلق به آستان مبارک حضرت رضا است که مدتهاست دلم هواش کرده اما قسمت نمی شه.
السلام علیک یا اباالحسن یا علی بن الموس الرضا المرتضی الامام التقی النقی الصدیق الشهید
پاره نهم:
رفته بودم لب حوض
تا ببینم عکس رخ ماهی در آب
آب ماهی نداشت
و من گشنه برگشتم.
(امضا: گربه)
پاره دهم:
همیشه دنبال بهانه ای می گشتم برای تغییر. یک چیز جدی. شاید از پوست این الفم اومدم بیرون. توی روشهای آموزشی یک تکنیک هست که می گه توی کلاس بذارید شاگردها اسمی مستعار برای خودشون انتخاب کنند. به این تریتب اشتباهات را اون فرد مستعار مرتکب می شه. و .... این روش مزایا و معایب خاص خودشو داره.
عین انتخاب نام الفم می مونه. که منو واسه 6 سال توی نت پشت خودش قایم کرده.(جدا این قایم با ق است یا با غ )
پاره یازدهم :
رسول الله که سلام و درود خداوند بر او خاندانش باد در حالی که دست فاطمه سلام الله علیها را به دست خود گرفته بود بیرون آمد و فرمود:
هر که این را می شناسد، می شناسد و هر که نمی شناسد ، این فاطمه دختر محمد ، و این پاره تن من است ، این دل من است و روح من است که در میان دو پهلوی من است ، هر که او را بیازارد حقیقتاً مرا آزرده و هر که مرا بیازارد خدا را آزرده است.
پاره دوازدهم:
صبر
صبر
صبر
اینجا لال شدم.
